۰۹ دی ۱۳۸۶

ترانه اي از مرحوم باريش مانچو سفير صلح سازمان ملل Gülpembe


تو كه مي خنديدي گل ها مي شكفت گل پنبه
بلبل ها از تو مي خواندند، ما به خلسه مي رفتيم گل پنبه
تو كه مي آمدي، بهار مي آمد گل پنبه
دره هاي سبز، تو را فرياد مي كشيد، ما عاشق مي شديم گل پنبه
كوچيدي و رفتي با باران چشم ها يك روز
باور نكرديم گل پنبه
ايل ما بي صدا، ايل ما بي تو
از هم پاشيده شد گل پنبه
اين آخرين ترانه بر لبم گل پنبه
هنوز از تو مي گويد، تو را فرياد مي كشد گل پنبه
كوچيدي و رفتي با باران چشم ها يك روز
باور نكرديم گل پنبه
ايل ما بي صدا، ايل ما بي تو
از هم پاشيده شد گل پنبه
اين آخرين ترانه بر لبم گل پنبه
هنوز از تو مي گويد، تو را فرياد مي كشد گل پنبه
اين آخرين ترانه در چشمم گل پنبه
هنوز از تو مي گويد، تو را فرياد مي كشد گل پنبه
اين آخرين ابر در چشمم گل پنبه
هنوز دنبال توست، در انتظار توست گل پنبه
Sen gülünce güller açar Gülpembe,
Bülbüller seni söyler, biz dinlerdik Gülpembe.
Sen gelince bahar gelir Gülpembe,
Dereler seni çaglar, sevinirdik Gülpembe.
Güz yagmurlariyla bir gün göçtün gittin,
Ìnanamadik Gülpembe.
Bizim iller sessiz, bizim iller sensiz,
Olamadi Gülpembe.
Dudagimda son bir türkü Gülpembe,
Hala hep seni söyler, seni çagirir Gülpembe.
Güz yagmurlariyla bir gün göçtün gittin,
ÌnanamadIk Gülpembe.
Bizim iller sessiz, bizim iller sensiz,
Olamadi Gülpembe.
Dudagimda son bir türkü Gülpembe,
Hala hep seni söyler, seniçagirir Gülpembe.
Gözlerimde son bir bulut, Gülpembe,
Hala hep seni arar, seni bekler Gülpembe.
Dudagimda son bir türkü Gülpembe,
Hala hep seni söyler, seni çagirir Gülpembe.
Gözlerimde son bir bulut, Gülpembe,
Hala hep seni arar, seni bekler Gülpembe

۰۶ دی ۱۳۸۶

بادها جز براي پرچم ها نمي وزند / شعري از زنده ياد ابراهيم رزم آرا




زنم دل در گرو درياها دارد
و مي گويد
مرد بايد دل در گرو بادها نهد
نمي دانم
شايد خدايان درياها زنده اند او نمي داند
كه بادها جز براي پرچم ها نمي وزن
د

۰۴ دی ۱۳۸۶

واژه هاي فارسي در قرآن كريم


مشاهده اين همه واژه پارسي در قرآن كريم بدون ترديد هر ايراني را به وجد مي آورد و بار ديگر ثابت مي كند دين آسماني اسلام كه در بيابان هاي حجاز حلول كرد بايد در پيوند با فرهنگ و تمدن ايراني، به جهان عرضه مي شد و خداوند اين پيام را با در آميختن عربي فصيح به واژگان فارسي مي دهد
ابریق، استبرق، برزخ، برهان، تنور، جزیه، جناح، درهم، دین، رزق، روضه، زبانیه، زرابی، زنجبیل، زور، سجیل، سراج، سرادق، سربال، سرد، سندس، سوق، عبقری، عفریت، فرات، فردوس، فیل، کافور، کنز، مائده، مرجان، مسک، نسخه، هاروت و ماروت، ورده، وزیر، یاقوت و و و
آرتور جفري متخصص زبان هاي سامي، به اين لغات اشاره و ريشه يابي كرده كه متن كامل آن را اينجا مي توانيد ببينيد

۰۲ دی ۱۳۸۶

فردوسي هر دو ساعت يك كلمه مي نوشت، بولگاكف هر يك ساعت

شاهنامه 6300 بيت دارد كه فردوسي بزرگ آن را در طول سي سال يا به عبارتي10950 روز سروده است
بسي رنج بردم در اين سال سي
عجم زنده كردم بدين پارسي
حال اگر 6300 را تقسيم بر 10950 كنيم محاسبه سرانگشتي ما نشان مي دهد شاعر روزانه 57 صدم بيت شعر سروده است يعني حدود يك مصرع
برويم سراغ مرشد و مارگريت كه بولگاكف اين رمان 400 صفحه اي را در طول 12 سال يعني 4380 روز نوشته. اگر همان عمليات قبلي را انجام دهيم مي توانيم به اين نتيجه برسيم كه بولگاكف روزانه حدود
يك دهم صفحه پيش مي رفته و اگر هر صفحه را متوسط 10 سطر در نظر بگيريم مي توانيم بگوييم بولگاكف روزي يك سطر – دو جمله- از مرشد و مارگريت را نوشته است
حال اگر براي اين پرسش كه يك شاعر يا نويسنده حرفه اي در طول شبانه روز چند ساعت كار مي كند، پاسخي پيدا كنيم به نظرم مي توانيم به محاسبات جالب تري هم برسيم
همينگوي هر روز از ساعت 6 صبح تا 12 ظهر مي نوشت، تعداد كلمات نوشته شده را هم در پايان كار گوشه اي يادداشت مي كرد. بعد به مطالعه و ماهي گيري مي پرداخت
داستايوفسكي موقع نوشتن تقريبا هر 24 ساعت را مدام كار مي كرد و يكي– دو ساعت را به استراحت يا تماشاي اپرا مي پرداخت. البته اين به روزهاي عادي او برمي گردد وگرنه گاه شبانه روز كاري جز قمار نداشت
بورخس فقط روزي چهار ساعت داخل تراموا مطالعه مي كرد و بعد از آن زندگي اش در كتاب خانه شروع مي شد
بگذريم من روزي 8 ساعت متوسط براي كار حرفه اي در نظر مي گيرم. شما هم موافقيد
حال اگر اين طور بگوييم كه فردوسي روزي 8 ساعت كار مي كرده، به نظر شما هر يك ساعت چند كلمه مي آفريده است. همان طور كه مي دانيد شاهنامه در بحر متقارب، مثمن مقصور سروده شده كه هر بيت آن 8 ركن دارد و به هر مصرع 4 ركن مي رسد. حال اگر به طور متوسط هر ركن را يك كلمه در نظر بگيريم، به اين نتيجه ساده مي رسيم كه فردوسي بزرگ هر 2 ساعت يك كلمه سروده است و اگر هر سطر نوشته را دو جمله و هر جمله را 5 كلمه محاسبه كنيم، مي بينيم كه بولگاكف تقريبا هر يك ساعت به يك كلمه انديشيده است
تحليل محتوا بماند براي شما، جالب اينكه هيچ يك از اين دو اثر ارزشمند در زمانه خود مجوز چاپ و نشر نگرفتند